از روی دست شهدا / کلنا عباسک یا زینب

زندگیمان را از روی دست شهدا کپی کنیم

از روی دست شهدا / کلنا عباسک یا زینب

زندگیمان را از روی دست شهدا کپی کنیم

از روی دست شهدا / کلنا عباسک یا زینب

خاطراتشان را که می خوانی
چشمانت از شوق زیبایی زندگیشان پر از اشک می شود
زیر لب گویی کاش من هم شبیه آنها بودم
بله می شود شبیه آنها بود
می شود زندگیت همچون شهدا
رنگ و بویی خدایی داشته باشد
بله می شود ...
فقط کافیست زندگیمان را از روی دست شهدا کپی کنیم
یاعلی

۱ مطلب با موضوع «از روی دست شهدا :: مادران شهدا» ثبت شده است

۲۰فروردين

مادر بزرگوار شهید تخریبچی عباس فتاحی سال 60 تو بهبه ی جنگ دانشجویی که به شش زبان زنده ی دنیا مسلط بود و یکی یدونه ی خونه بود.

- مادر میخوام برم جبهه.

* قربونت برم تو یکی یدونه ی منی تو عصای پیری منی کجا میخوای بری.

- مادر امام گفته باید بری چشم، باید برم

تا این رو شنید

* مادر جون برو به امید خدا.

این و اونایی که پدر و مادر شدن میدونن که دل کندن از فرزند یعنی چی؛

یه مادر همه هستیش رو به کلام نایب امامش بده.

آهای جوونا؛ اون نسل یه چیزی براشون مهم بود، حسن ختام تمام حرف هاشون کلام امامشون بود امام شناسی خوبی داشتن.

برداشت با خودتون

علیرضا داوری دولت آبادی